X
تبلیغات
دنیای یه طراح شکست خورده

دنیای یه طراح شکست خورده

نیازی به دلداری ندارم تنهام بزارید

6 - یک میله تا زندان

در جنگ یادم داده ای با عشق باید مرد

باعشق باید غصه این زندگی را خورد

لوزی ، مربع ، دایره ، اعداد تا آخر

تنها فقط زندان کشید و در مربع مرد

با عشق یادم داده ای طوفان فقط باید

باعشق از من می گذشت و در تو می افتاد

با عشق یادم داده ای اما نفهمیدم

با چه دلیلی عشق  در تو کنیه جا افتاد

من خوب فهمیدم تو را وقتی که می دانم

من راه برگشتی ندارم تا که برگردیم

در جنگ یادم داده ای با عشق باید مرد

ما سالها در جنگ باهم زندگی کردیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:26  توسط طراح  | 

5 - شب گردی

تب میکنم در تب فقط هذیان

تعریف این خواب برآشفته است

این واژه های در تو سرگردان

زیبای تو در بسترش خفته  ست

درمان دردش در تو جامانده

بوسیده عکست را و خوابیده

با نا علاجین درد بعداز تو

برمغز او طومار پیچیده

فکرمیکند هر لحظه بعد از تو

این غده در او ریشه خواهد داد

دستان تو با این همه سردی

کاری به دست شیشه خواهد داد

دستان تو با این همه سردی

کاری به دست شیشه خواهد داد

از شرو شور افتاده ام دیگر

هذیان نمی گویم که برگردی

تب کرده ام در سردی چشمت

مشکوک به ویروس شب گردی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:24  توسط طراح  | 

4 - سقوط

سقوط می کنم از واژه های طولانی

سقوط سکته ی آغاز یک پریشانی

تو باز می دوی از خانه سمت یک بن بست

و من درون تو حیران عشق و ویرانی

زمین حکایت دنیای بی تفاهم هاست

هزار مثل من و تو اسیرو زندانی

نمی رسیم به دنیای هم ولی اینجا

هزار چشم به دنبال راه انسانی

برای اینکه رهایی دهند من و تورا

گرفته باز تب داغ درد جدایی

دوباره مثل همیشه نمی رسم به تو من

و باز لحظه ی آخر و سوت پایانی

و باز یک دو سه تا آخر شمارش ها

نمی رسم به تو د راین هوای بارانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:23  توسط طراح  | 

3 - سپید

درست زمانی که

سرگیجه میگیرم

زیر پایم خالی میشود

و سقوط میکنم

در هوای تو معلقم

برای با تو بودن از خودم شروع میکنم

و با تو بودن را در روز شمار زندگیم نفس میکشم

تا به ستاره ات برخورد کنم

و تعادل زمین را بهم بزنم

هرروز با تو تصادف میکنم

چشم در چشم ، دست بردست

لب برلب ، آغوش در آغوش

یک جای سالم در من پیدا نمی کنی

گفتی بیا بازی کنیم

چشم گذاشتی

من پنهان شدم

تو کس دیگری را پیدا کردی

بازی من و تو برنده ای نداشت

برای فهمیدن تو

یابد همسفرت باشم

همسرت که نه

سربه سرت می گذارم

زیرپتوی تو خوابم برد

وقتی قرار است نباشیم

نیستی و نیستم بهانه است

تا از هم بپاشیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:20  توسط طراح  | 

2 - پازل

شک کرده ام امشب به هر چه از تو فهمیدم

این پازل بی ربط را روزی خودم چیدم

روزی خودم گفتم فقط با تو همین حالا

من این نبود واضحت را دیر فهمیدم

وقتی به دنبال نگاه پرت ومشکوکت

از کوچه های سرد احساست نترسیدم

حق با تو بوده ازهمین اول به بعدش را

ازهر چه آمد بر سرم چیزی نپرسیدم

دنبال چشم پر فریبت تا همین حالا

هی می دوم ،من دست کم یک جا تو را دیدم

امشب به جرم چشمهای مست دیدارت

در کوچه های سرد دلتنگی تمرگیدم

گیجم ولی دنبال چشمان تو می گردم

وقتی دوباره حال خود را از تو پرسیدم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:11  توسط طراح  | 

1 - تکرار

منو عادت نده به تکرارت

من از این اعتیاد می ترسم

ترک تو کار خیلی سختیه

من دارم مثل بید می لرزم

از تو میرم که به جایی برسم

از خودم میرم و بدتر میشم

این یعنی اعتیاد من سخته

این یعنی ازخودم به در میشم

منو می بندی روی تخت ولی

من به این ترک خیلی شک دارم

تو میگی حال من عوض میشه

نفرت از ترک دو به شک دارم

تو بزن حالمو دگرگون کن

حال وروزم یه کم عوض میشه

مثل هر بار نشد ترک کنم

ولی نوع اش یه کم عوض میشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:8  توسط طراح  |